السيد الخميني
137
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
كرد ؟ چه بكنيم ؟ » خوب معلوم است چه مىخواهى ، بگذار برو . ديگر چه مىخواهى از جان اين ملت ؟ علاجش با خودت است ، بگذار برو . حالا هم كه دارد طلاها را مىبرد ؛ و پريروز ، ديروز به ما اطلاع دادند كه روز قبل ، طيارهاى كه پر بوده است از جواهرات سلطنتى فرستادند برايش رفت ؛ پدرش هم همين كار را كرد ؛ گرفتارى ملت اينهاست . نزاع ما براى ملت و منافع ملت است ما اختلاف شخصى و خانوادگى با تو نداريم كه مىگويى كه اين خمينى با من اختلاف شخصى دارد . چه اختلاف شخصى من با تو دارم ؟ چه كردى ؟ به شخص من چه كارى تو دارى ؟ من با ملت دارم حرف مىزنم ؛ ما درد ملت را داريم ، نه درد خودمان را . ما مىگوييم تو با ملت ما دارى چه مىكنى ؛ تو با اسلام ما چه كردى يا چه مىكنى ؛ تو با علماى اسلام ما دارى چه مىكنى . شخصيتى توى كار نيست ؛ نزاع ما سر ملت است ، سر اسلام است كه تو دارى تمام مخازن ايران را به باد مىدهى و به ديگران مىدهى و ما مىگوييم : نه ، نبايد ؛ بايد مال خودمان باشد ؛ گرسنههاى ما بايد سير بشوند . ما حرفمان اين است كه اين برهنهها و گرسنههايى كه توى كوچهها دارند مىگردند و هيچ چيز ندارند و گرفتار هستند ، اين رعيتهايى كه به اصطلاح خودتان با اصلاح ارضى خواستيد كارى بكنيد ، براى امريكا هم كرديد آن كار را ، و « مأموريت » تان را براى « وطن » تان هم انجام داديد و مأموريتى كه امريكا به شما داده بود ، انجام داديد و يك مملكتى را محتاج كرديد در همه چيز به امريكا و خارج . فرياد ملت : آزادى ، استقلال درد ملت كه الآن فريادش بلند است ، [ و ] همهء فرياد اين است كه ما آزادى مىخواهيم ، ما استقلال مىخواهيم . ما نمىخواهيم كه اين ، مخازن ما را به باد فنا بدهد ؛ بعد از بيست سال ديگر نه نفت داريم ، زراعتمان را هم كه از بين بردند ، هيچ چيز نداريم . وقتى هيچ چيز ندارد اين ملت ، آن وقت چطور زندگى كند ؟ اين نسل آينده چطور زندگى بايد بكند ؟ ما مسئوليم نسبت به نسل آينده . ما بايد الآن هر چه قدرت داريم اعمال